تبليغاتX
غزلگاه
غزلگاه



یک غزل


اتاق 606 تختخواب یک نفره


هتل بدون ستاره عذاب یک نفره



اتاق خسته تر ازمن، من از خودم خسته


چقدر بی تو در این منجلاب یک نفره



میان آتش و هذیان تب تنم یخ کرد


که غرق خود کندم این مذاب یک نفره



و هیچ وقت از آن پنجره نمی افتد


نگاه ماه به این مرده آب یک نفره



**



و با زمینه ی قبلی به قتل فکر کنید


به مجرمی که در این ارتکاب یک نفره



حدود زندگی و مرگ را مشخص کرد


به انتخاب خودش ، انتخاب یک نفره



سیاه چاله مرا قوورت می دهد ، بعدش


خلاص می شوم از اضطراب یک نفره



و پنجره که تفم می کند به بیرون و


سقوط شش طبقه با شتاب یک نفره



هجوم لاشخوران به حیاط خلوت مرگ


برای خوردن مغز خراب فردی که-



- دوباره بی تو به کابوس مبتلا شده است


دوباره بی تو در این تخت ، خواب یک نفره



یا حق

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 21:51 توسط سجاد ناصری |



آپلود عكس