به نام او
سلام
به روز میشوم
بعد از نوشته های زیر یک غزل چشم به راه چشم شماست![]()
سید علی صالحی
(درست است که من
همیشه از نگاه نادرست و طعنه تاریک ترسیده ام
درست است که زیر بوته باد سر بر خشت خالی نهاده ام
درست است که طاقت تشنگی در من نیست
اما با این همه گمان مبر که در برودت این بادها خواهم برید !
.
.
.

خوردنی رو باس خورد، پوشیدنی رو باس پوشید،دیدنی رو باس دید،شنیدنی رو ...،خوندنی رو ...،.... باس....،.... رو باس برد، سربازی رو هم باس رفت.تا یکی دو ماه پیش با روح الله نورموسوی تو منطقه(پاتوق اهل دل) نشسته بودیم و به این شتری که قراره بخوابه می خندیدیم، الان آقای نورموسوی یه ماهی هست داره آش می خوره ، ایشالله تا یکی دو ماه دیگه منم میرم و با هم همپیاله میشیم. (کجایی روح الله، دلم برات تنگیده ،استاد کرباسیانم گفت دلش واسه خنده هات تنگ شده ، عزیزمی)
تو این ماه رمضونیه بیایید همدیگه رو دعا کنیم(فاز میده)
.
.
.
من هم دعاتان می کنم تا دیگر از هر نگاه نادرست نترسید
از هر طعنه تاریک نترسید
از پسین و پرده خوانی غروب
یا از هجوم نابهنگام لکنت و گریه نترسید
دوستتان دارم
ای سادگان صبور ، سادگان صبور !)
سید علی صالحی
یک غزل
اتاق 606 تختخواب یک نفره
هتل بدون ستاره عذاب یک نفره
اتاق خسته تر ازمن، من از خودم خسته
چقدر بی تو در این منجلاب یک نفره
میان آتش و هذیان تب تنم یخ کرد
که غرق خود کندم این مذاب یک نفره
و هیچ وقت از آن پنجره نمی افتد
نگاه ماه به این مرده آب یک نفره
**
و با زمینه ی قبلی به قتل فکر کنید
به مجرمی که در این ارتکاب یک نفره
حدود زندگی و مرگ را مشخص کرد
به انتخاب خودش ، انتخاب یک نفره
سیاه چاله مرا قوورت می دهد ، بعدش
خلاص می شوم از اضطراب یک نفره
و پنجره که تفم می کند به بیرون و
سقوط شش طبقه با شتاب یک نفره
هجوم لاشخوران به حیاط خلوت مرگ
برای خوردن مغز خراب فردی که-
- دوباره بی تو به کابوس مبتلا شده است
دوباره بی تو در این تخت ، خواب یک نفره
یا حق

: