تبليغاتX
غزلگاه
غزلگاه

 

 سلام به همه دوستان

 

 امیدوارم حال همه خوب باشه

 

 

نخواستم ! نه مجال و نه بال و پر بی تو

 

کجا ؟ کجا بروم ؟ های همسفر بی تو

  

مسیر رفتنم آغاز می­شود با مرگ

 

همینکه پا بگذارم به هر گذر بی تو

 

منی که شهر به شهر از پی تو آمده­ام

 

نخواه تا بشوم باز دربه­در بی تو

 

به هر طرف بروم بی کسی کمین کردست

 

مرا پناه بده با خودت ببر ؛  بی تو ـ

 

ـ غروب کور ترین نقطه­های شرقی من

 

طلوع دور ترین نقطه­های غربی تو

 

اسیر در قفس حسرت است بی تردید

 

پرنده­ای که شود عازم سفر بی تو

 

 

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 20:0 توسط سجاد ناصری |


سلام

۸۸/۸/۸

تولدم مبارک

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 14:38 توسط سجاد ناصری |



آپلود عكس