با سلام
اولندش شرمنده ی همه بخاطر اینکه دیر به روز کردم
دومندش بیشتر شرمنده بخاطر کسانی که سر میزدند و می دیدند به روز نکردم
سومندش دست همتون درد نکنه
چهارمندش دست يكي دو نفر ديگه هم درد نکنه !؟ ...............خودم می دونم واسه چی
پنجمندش قالب وبلاگ رو به دستور چند تن از دوستان از جمله حسام بهرامی عوض کردم چشمو آزار
میداد(مردم آزار)
این چطوره؟ خود م که خوشم اومده
ششمندش
جای دوستانی که نبودند خالی
۲۶ و ۲۷ اردي بهشت یه همایش دو روزه برای بزرگداشت استاد تیمسار کرمی (خاک چمگردان) برگزار کردیم
خداروشکر خوب شد (بین خودمون بمونه اداره ارشاد ....- نگم بهتره-)
خلاصه بگم وقتی توی همایش بزرگانی چون محمد علی بهمنی -دکتر محمدحسین بهرامیان و همسرشون
خانم الهام جم زاد - بیژن ارژن - جواد ضمیری - پانته آ صفایی -امیر مرزبان- سید حمید رضا برقعی-
سید روح الله نورموسوی-وحید کیانی- سید مهران موسوی - حسام بهرامی -محمود قاسمی- حامد
عباسیان و از همه مهمتر خودم (البته من جزو کوچکانم) حضور به هم رسانند حسابش رو بکنید چی شده
اما چیزی که مشخص بود اینه که جای تیمسار بیشتر از همیشه خالی بود(خدایش بیامرزد)
الان سرم کمی خلوت شده وبه روز می کنم
یک غزل
تا شور و حالی عاشقانه پا بگیرد
از راه آمد در دل من جا بگیرد
تنها دلش می خواست بار غصه ها را
از شانه های شاعری تنها بگیرد
زاینده رود آمد به زیر پایش افتاد
تا لحظه ای در دست خود دریا بگیرد
ما هر دومان صیاد هم هستیم دیگر
فرقی ندارد، يا بگيرم يا بگيرد
اين قله ها نه آسمان پايين تر از ماست
در عشق وقتي كارمان بالا بگيرد
شايد همينكه اين غزل ها را بخواند
در چشم هايش واژه ها معنا بگيرد
وقتي نباشد فكر شعر نا تمامم
بد جور مي خواهد كه حالم را
موفق باشید

: