تبليغاتX
غزلگاه
غزلگاه
یکشنبه نهم فروردین 1388
علم گل کاری به روی ماه علم ساده ایست ...  

 

 

سلام

اگر دیر آمدم سرباز بودم...

نوروزتان پیروز...

ان شا الله که همه دوستان سلامت هستن...

تو این اوضاع و احوال که باید قدر مرخصی رو دونست، حرف زیادی واسه گفتن نیست.فقط دلتـنگــیــــــــم...

 

 

 

 

 

یک غزل که  محصول چند روز مرخصیه

 

 

 

چه بخواهی چه نخواهی، عمرمان سر می شود

اوج خوشبختی ما با هم میسر می شود

 

شعر من بد نیست، میدانم، ولی با دیدنت

خوبی این واژه ها چندین برابر می شود

 

توی موهای تو امواج غزل بر می خورد

توی موهای تو دستانم شناور می شود

 

علم گل کاری به روی ماه علم ساده ایست

گونه ات با بوسه هایم جور دیگر می شود

 

شیطنت های مرا گفتی تلافی می کنی

باز تهدیدت به یک لبخند منجر می شود

 

مهربان تر گشته ای با من، به لطف عاشقی

زندگی هم با من و تو مهربان تر می شود

 

 

 

 

 

 

 

این شعر محاوره ای که در پادگان طرفدارهای زیادی پیدا کرد، تقدیم به دل تنگ همه سربازها

 

 

 

اشک دل تو چشممه نه اشک جا خواب و غذا

راستشو بخوای دله خواب و خوراک عاشقا

 

حالا تو همش بگو بشین و برپا، چی میشه؟

کل زندگی اینه:یه روز پایین،یه روز بالا

 

حالت شنا می گیرم کلی سینه خیز میرم

از جلو نظام، خبر دار طبق دستور شما

 

ولی اینا چیزی نیستن که اذیتم کنن

همه ی درد من اینه که دلم تنگه برا...

 

کسی که دوسش دارم،اون کسی که دوسم داره

جبر سربازی گذاشته فاصله میون ما

 

یه روزی تموم غصه های ما تموم میشه

دلمون خوشه به لطف و کرم خودت خدا

 

 

 

این رباعی زاده شده در سیزده به در، از آنجایی که مدت زیادی از به روز کردن نمی گذرد به این پست اضافه شد(۱۴/۱/۸۸)

 

این سیزدهم که دربدر می گردم

دنبال تو باز بی ثمر می گردم

امسال نیامدی و دست خالی

از ساحل رودخانه برمی گردم

 

موفق باشید